نظر علي الطالقاني
308
كاشف الأسرار ( فارسى )
به دشمن خود نيز عذابى برسانند . مجلسى ( قدّس سره ) در حقّ اليقين مىفرمايد بايد اقرار نمود به آنچه در اخبار صحيحه و معتبره وارد شده از سكرات موت و شدايد آن و كيفيّات آن و حاضر شدن رسول خدا ( ص ) و ائمّهء هدى ( ع ) در قبض روح هر شخص ، مؤمنان را از براى بشارت دادن و آسان كردن مرگ بر ايشان و كافران و منافقان و مخالفان را براى زيادتى شدت و صعوبت مرگ بر ايشان و اخبار ايشان به عذاب و نكال ابدى . و تفكّر در كيفيّت آن نبايد كرد كه حضور ايشان ( ع ) در جسد اصلّى يا مثالى است ، زيرا كه تفكّر در آنها موجب استيلاى شيطان و وساوس او مىگردد . و احاديث در اين باب متواتر است و شعر حضرت امير المؤمنين ( ع ) كه به حارث همدانى خطاب كرد نزديك به تواتر است : يا حار همدان من يمت يرنى * من مؤمن او منافق قبلا 20 . يعنى اى حارث همدانى ، هر كه مىميرد مرا معاينة مىبيند ، خواه مؤمن باشد و خواه منافق . مؤلّف گويد كه شخص با ذوقى اين شعر مبارك را تضمين نيكو نموده و مطلب خود را به رباعى تمام كرده و آن اين است : اى كه گفتى كه من يمت يرنى * جان فداى كلام دلجويت كاش روزى هزار مرتبه من * مردمى تا بديدمى رويت خدا رحمت كند ناظمش را . بعد مجلسى فرمود : و در احاديث معتبرهء بسيار از حضرت امام جعفر صادق ( ع ) منقول است كه چون هنگام وفات مؤمن مىشود حق تعالى دو يار براى او مىفرستد ، يكى منسيه و ديگرى مسخيه . پس منسيه اهل و مال را از خاطر او محو مىكند و مسخيه او را جوانمرد و راضى مىگرداند به جان دادن . و چون ملك موت مىآيد كه قبض روح او بكند به او مىگويد اى دوست خدا جزع مكن ، به حق آن خداوندى كه محمّد را به حق فرستاده ، من مهربانتر و مشفقترم نسبت به تو از پدر مهربان ، بگشا ديدههاى خود را و نظر كن . پس متمثّل مىشود از براى او رسول خدا ( ص ) و امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسين و امامان از ذرّيهء ايشان ، پس به او مىگويند اينهايند رسول خدا و امامان كه تو رفيق ايشان خواهى بود . پس چشم مىگشايد و ايشان را مىبيند و منادى ندا مىكند او را از جانب ربّ العزّه كه يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي 21 ( فجر ) ، يعنى اى نفسى كه مطمئن گرديدهاى به سوى محمّد و اهل بيت او ، به سوى پروردگار خود ، در حالتى كه